گزارش «اسپشیال اوراسیا»؛

چشم‌انداز مشارکت راهبردی تهران-ایروان

تهران و ایروان همچنان متعهد به تداوم همکاری‌های خود در چارچوب سند مشارکت راهبردی هستند. به تازگی نیز سفیر ایران در ارمنستان تأکید کرد، این توافق‌نامه خون تازه‌ای به روابط دوجانبه می‌بخشد.
تاریخ انتشار: دوشنبه ۲۲ تير ۱۴۰۵ - 13 July 2026

چشم‌انداز مشارکت راهبردی تهران-ایروان

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ طبق اعلام نیکول پاشینیان نخست وزیر ارمنستان، تهران و ایروان همچنان متعهد به تداوم همکاری‌های خود در چارچوب سند مشارکت راهبردی هستند.  به تازگی نیز سفیر ایران در ارمنستان تأکید کرد، این توافق‌نامه خون تازه‌ای به روابط دوجانبه می‌بخشد و مسیرهای جدیدی را برای همکاری در بخش‌های مختلف از جمله سیاست، توسعه اقتصادی، سرمایه‌گذاری و امنیت خواهد گشود. این مقام ایرانی تأیید کرد دو طرف در حال کار بر روی متن سند هستند و به زودی آن را نهایی، تکمیل و روند امضا را آغاز می‌کنند.

نگرانی‌های تهران در مورد حضور پرسنل آمریکایی در نزدیکی مرزهای ارمنستان کاملاً مشروع و منطقی است

مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران نیز در پستی از پاشینیان به دلیل شرکت در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی با وجود تلاش‌های خارجی برای تضعیف روابط نزدیک بین دو کشور، تشکر کرد و گفت، حضور پاشینیان نشان‌دهنده روابط عمیق تاریخی و همسایگی بین تهران و ایروان است و تعهد دولت ارمنستان را به حفظ و تقویت روابط دوجانبه نشان می‌دهد.

پزشکیان درباره کریدور TRIPP (مورد حمایت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و متصل کننده آذربایجان به نخجوان از مسیر ارمنستان) به پاشینیان هشدار داد نباید به قدرت‌های فرامنطقه‌ای اجازه دخالت در روابط دوجانبه داده شود. طبق گزارش‌ها، نخست وزیر ارمنستان نیز به وی اطمینان داد ایروان در هیچ طرح، پروژه یا اقدامی که علیه منافع و امنیت ایران باشد، شرکت نخواهد کرد.

سفیر ایران در ارمنستان گفت، با توجه به نقض تفاهم‌نامه امضا شده بین تهران و واشنگتن به وسیله ایالات متحده، دستور کار دوجانبه باید مدیریت خطر و کاهش چالش‌های ناشی از اجرای احتمالی پروژه TRIPP باشد. به گفته این دیپلمات، نگرانی‌های تهران در مورد حضور پرسنل آمریکایی در نزدیکی مرزها کاملاً مشروع و منطقی است.

اهمیت مشارکت راهبردی

جمهوری اسلامی ایران توافقنامه همکاری راهبردی را نه به عنوان چارچوب دوجانبه، بلکه سپر دفاعی ژئوپلیتیکی مهم به شمار می آورد. برای مقام های ایرانی، حفظ مرزهای مشترک با ارمنستان در راستای منافع امنیت ملی آن است. حملات نظامی اخیر ایالات متحده علیه دارایی‌های ایران، نگرانی تهران از محاصره راهبردی را افزایش داده است.

از دیدگاه جمهوری اسلامی ایران، کریدور TRIPP «اسب تروای» ایالات متحده است. به باور تهران، سرمایه‌گذاری مشترک با سلطه ایالات متحده جهت کنترل ترانزیت منطقه، به معنی فعالیت نیروهای اطلاعاتی و لجستیکی ایالات متحده در مرزهای شمالی ایران است.

در نتیجه، هدف اصلی تهران در چارچوب توافقنامه مشارکت راهبردی، نهادینه‌سازی پروتکل‌های کاهش خطر است. این موضوع به گونه‌ای طراحی شده است که ایروان را ملزم می‌کند پروژه TRIPP هیچگاه به عنوان سلاحی برای تهدید امنیت ایران یا قطع دسترسی تجاری مستقیم جمهوری اسلامی ایران به قفقاز جنوبی و دریای سیاه استفاده نخواهد شد.

در مقابل، ارمنستان در حال اتخاذ راهبرد تنوع‌بخشی خطرناک به دلیل سرخوردگی عمیق آن از تضامین امنیتی روسیه است. هرچند پاشینیان روابط سطح بالا با بروکسل و واشنگتن برقرار کرده، ارمنستان همچنان از نظر اقتصادی به مسکو وابسته است. ایروان نمی‌تواند خود را از اتحادیه اقتصادی اوراسیا جدا کند، زیرا نقش تعیین کننده در ترازهای تجاری اصلی آن دارد.

ارمنستان با رسمیت بخشیدن به همکاری راهبردی با ایران، به دنبال ایجاد تعادل در محور غربی خود است و نیز به قدرت‌های منطقه‌ای نشان می‌دهد تنوع‌بخشی در روابط به معنای تسلیم شدن در برابر طرح‌های امنیتی یورو-آتلانتیک نیست. تهران نیز تکیه‌گاه منطقه‌ای جایگزین برای ایروان فراهم می‌کند که نه نشانی از سلطه تاریخی روسیه و نه تهدید وجودی ناشی از محور ترکیه-آذربایجان دارد.

یکی از زوایای بحرانی در روابط ایروان و تهران، اهرم اقتصادی و زیرساختی است که ایران برای تثبیت دائمی ارمنستان در حوزه نفوذ خود به کار می‌گیرد. فراتر از تجارت، تهران برای جلوگیری از نفوذ ایالات متحده درپی ادغام زیرساختی است. تأکید سفیر ایران بر تبدیل ارمنستان به مرکز ترانزیت انرژی منطقه‌ای، گویای راهبرد بلندمدت و پیشنهادهایی برای ساخت پالایشگاه نفت جهت فرآوری نفت خام ایران برای بازارهای داخلی و خارجی ارمنستان و ادغام مناطق آزاد اقتصادی ارس ایران و مغری ارمنستان نیز در این راستا قابل توضیح است.

جمهوری اسلامی ایران قصد دارد واقعیت اقتصادی موازی برای کاهش تأثیر زیرساخت‌های TRIPP با مدیریت غرب ایجاد کند. ایران با بهره‌گیری از اتصال راه‌آهن جلفا به دریای سیاه، مسیر لجستیکی مهمی به ارمنستان ارائه می‌دهد که هم فشار اقتصادی ترکیه و هم انحصار زیرساختی روسیه را دور می‌زند.

در نهایت، توافق‌نامه مشارکت راهبردی تمرینی برای بقای متقابل است؛ ارمنستان شریان حیاتی در برابر تجاوز آذربایجان کسب می‌کند. ایرانِ در حال جنگ نیز مرزهای شمالی خود را از خفگی کامل نفوذ ژئوپلیتیکی ایالات متحده ایمن نگه می‌دارد.

یکی از زوایای بحرانی در روابط ایروان و تهران، اهرم اقتصادی و زیرساختی است که ایران برای تثبیت دائمی ارمنستان در حوزه نفوذ خود به کار می‌گیرد

رویکرد تهران به قفقاز جنوبی، نگرانی ساختاری را آشکار می‌کند. برای تهران، ارمنستان همسایه صرف نیست؛ بلکه تنها دروازه زمینی غیرترک ایران به غرب و شمال است و مسیر ژئوپلیتیکی که از محاصره کامل شبکه به هم پیوسته از قدرت‌های رقیب جلوگیری می‌کند.

دلیل اصلی محرک این اختلاف نیز «کریدور میانی» است. این مسیر ترانزیتی به صراحت از سوی غرب برای اتصال میادین انرژی آسیای مرکزی به بازارهای اروپا از مسیر قفقاز جنوبی طراحی شده و هدف راهبردی این طرح دوگانه است؛ جداسازی دائمی اروپا از هیدروکربن‌های روسیه و پیکربندی لجستیکی با دورزدن ایران.

در این ساختار، ترکیه و آذربایجان به عنوان «شرکای قابل اعتماد» در امنیت انرژی اروپا تعریف می‌شوند. اما این موضوع آسیب‌پذیری ساختاری بلندمدت برای ایروان ایجاد می‌کند. اگر کریدور TRIPP و بازگشایی مرزها امکان ترانزیت بدون مانع و در نهایت اسکان فراهم کند، ارمنستان با خطر جذب خزنده جمعیتی و اقتصادی در مدار آذربایجان-ترکیه روبرو خواهد شد.

لابی‌گری نهادی باکو در سازمان ملل متحد به وسیله «جامعه غرب آذربایجان»، به دنبال اسکان مجدد ۳۰۰ هزار آذربایجانی در ارمنستان است. باکو با گنجاندن جمعیت قابل توجه و از نظر قومی متمایز، احتمالاً بستری برای ادعاهای جدایی‌طلبانه آینده فراهم یا بهانه‌هایی برای مداخله مستقیم ایجاد می‌کند که این موضوع بازتاب تاکتیک‌های تاریخی در سراسر اوراسیاست.

اگر این تغییر جمعیتی رخ دهد، ارمنستان با خطر اتکا به محور متخاصم مواجه خواهد شد و صرف نظر از پیشنهادهای دیپلماتیک به بروکسل، حاکمیت خود را از دست خواهد داد. در این سناریو، ترجیحات ایدئولوژیک حزب حاکم «قرارداد مدنی» احتمالاً در برابر واقعیت‌های تلخ سیاست واقع‌گرایانه در درجه دوم اهمیت قرار گیرد. ایران و روسیه به عنوان بازیگران منطقه‌ای، به دلیل مغایرت با منافع امنیت ملی خود به دنبال مقابله با این طرح هستند.

هرچند رابطه مسکو با ایروان همچنان مبتنی بر معامله و فشار سیاسی است، اما تهران جایگاه منحصر به فردی در سیاست خارجی ارمنستان دارد. دیپلماسی ایران در قبال ایروان از نظر تاریخی متمایز است، زیرا بدون دخالت در سیاست داخلی، رابطه خود را صرفاً بر حفظ ساختار امنیت خارجی خود مشروط می‌کند.

جمهوری اسلامی ایران با تعیین رسمی خط قرمز ژئوپلیتیکی در استان سیونیک، تعهد خود را تثبیت کرده است. تهران هرگونه تلاش آذربایجان برای تغییر مرز به وسیله زور یا ایجاد کریدور فراسرزمینی را به عنوان اقدامی خصمانه تلقی می‌کند. برای تهران، دفاع از حاکمیت ارمنستان بر سیونیک، اقدامی برای حفظ خود است تا از قطع کامل ارتباط با شبکه‌های تجارت جهانی و قرار گرفتن در معرض انحصار ترانزیتی پان‌ترکیستیِ مورد حمایت واشنگتن جلوگیری کند.

چشم‌انداز روابط

امضای توافق‌نامه مشارکت راهبردی ارمنستان و ایران، فراتر از همسویی دیپلماتیک معمول و نشان‌دهنده همگرایی سازوکارهای بقای متقابل است. برای تهرانِ که با فشار مستقیم ایالات متحده و تهدید محاصره راهبردی روبروست، این توافق‌نامه به سپری دفاعی رسمیت می‌بخشد که برای خنثی کردن کریدور TRIPP مورد حمایت ایالات متحده و ایمن‌سازی تنها دروازه زمینی غیرترکی آن به بازارهای شمالی طراحی شده است.

برای ایروان نیز این مشارکت، با توجه به آسیب‌پذیری‌های بلندمدت موجود در چارچوب‌های ترانزیت غربی مانند کریدور میانی، وزنه تعادل حیاتی در برابر خطر وجودی جذب آرام اقتصادی و جمعیتی به وسیله محور ترکیه-آذربایجان ارائه می‌دهد.

در نهایت، این پیمان واقعیت سخت سیاست واقع‌گرایانه را تدوین می‌کند؛ در حالی که ارمنستان به دنبال تنوع دیپلماتیک و اقتصادی غرب بوده، حاکمیت فیزیکی آن اساساً به لنگرهای منطقه‌ای گره خورده است. با تعیین خط قرمز ژئوپلیتیکی در استان سیونیک، ایران خود را به عنوان تنها قدرت منطقه‌ای معرفی و حفظ مرز ارمنستان را دلیلی برای جلوگیری از جنگ تلقی می‌کند.

در ادامه، موفقیت این راهبرد چندوجهی به توانایی ایروان در عملیاتی کردن زیرساخت‌ها و طرح‌های انرژی ایران، بدون اعمال تحریم یا واکنش سیاسی از سوی شرکا در واشنگتن و بروکسل بستگی دارد.

ارسال نظر
captcha
پربیننده ترین اخبار